IRAN-Ardebil

آسمان را به شوق دیدار تو میشکافم و تنهایی را به امید با تو بودن در دل حبس میکنم
لحظه ای با من باش ، بگذار تو را در دشت آرزو هایم بیابم ..
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:3 توسط مانی |
IRAN-Ardebil

صداي پاهايت را مي شنوم ، عطر نفسهايت را استشمام مي کنم
گرماي وجودت را حس مي کنم ، اما ... هيچگاه تو را نمي بينم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 16:2 توسط مانی |
IRAN-Ardebil

من از تنهايي مي ترسم ، از سکوتي که در دشت طنين انداز است ...
نرو .. فقط ماندنت مي تواند مرا آرام نگاه دارد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 15:42 توسط مانی |
Iran - Masoole

لحظه اي با من باش ، تا از آن لحظه برويم تا گل ، که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه اي با من باش تا که از تو نفسي تازه کنم ، تا از آن لحظه ي با تو سفر آغاز کنم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 17:27 توسط مانی |
Iran - Rasht

سرما زده و سوز پاییز فراری ، در حسرت روزهای بهاری بغ کرده قناری ، اجاق خونه می سوزه و سرده ، ببین سرما چه کرده !! ای وای از اون روزی که گردونه به کام ما نگرده
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:14 توسط مانی |

